نظارت و پيگيري با تأكيد بر مديريت علوي

نویسنده: محسن عباس نژاد

چكيده

نظارت و كنترل عبارت است از توجّه به نتايج كار و پيگيري براي مقايسۀ فعاليت هاي انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضي در مواردي كه از انتظارات، انحرافي صورت گرفته است.

همواره در روند انجام فعاليت هاي سازمان موانعي وجود دارد كه هر يك سبب مي شود تا روند انجام امور از مسير اصلي خويش منحرف شده وسازمان در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده ناكام ماند.

از این رو سيستم ها و روش هاي معيني براي كنترل روند انجام امور و ميزان انحراف آن ها از معيار در سازمان ها به وجود آمده است تا رسيدن به موانع احتمالي را برطرف سازد.

اهميت نظارت و كنترل از آن رواست كه براساس آن مي توان به اصلاح انحرافات و تطابق عمل كردها با اهداف مطلوب سازماني پرداخت.

مديريت علوي تجربه گرانسنگي است كه در اين زمينه آموزه هاي فراواني را در اختيار ما قرار مي دهد .

در اين مقاله به شيوه هاي نظارت مستقيم و غيرمستقيم در مديريت علوي اشاره خواهيم كرد.

 

كليد واژه ها : مديريت، مديريت علوي، نظارت، نظارت مستقيم، نظارت غيرمستقيم


«نظارت و كنترل عبارت است از توجّه به نتايج كار و پيگيري براي مقايسۀ فعاليت هاي انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضي در مواردي كه از انتظارات، انحرافي صورت گرفته است.»[۱]

در این زمینه دو مسأله اساسي و محوري وجود دارد: يكي نظارت و ارزيابي نتايج و ديگري پيگيري درمورد ارزيابي به عمل آمده وانجام اصلاحات لازم.

اهميت نظارت

همواره در روند انجام فعاليت هاي سازمان موانعي وجود دارد كه هر يك سبب مي شود تا روند انجام امور از مسير اصلي خويش منحرف شده وسازمان در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده ناكام ماند.

از این رو سيستم ها و روش هاي معيني براي كنترل روند انجام امور و ميزان انحراف آن ها از معيار در سازمان ها به وجود آمده است تا رسيدن به موانع احتمالي را برطرف سازد.

اهميت نظارت و كنترل از آن رواست كه براساس آن مي توان به اصلاح انحرافات، تطابق عمل كردها با اهداف مطلوب سازماني پرداخت.

« مدير هميشه بايد بداند آيا كارها طبق برنامه پيش مي رود يا خير؟ هم چنين، او بايد بداند چه قسمت از برنامه ها اجرا شده و چه قسمت هايي باقي مانده است و چنانچه مواردي دچار ركورد شده اند، در رفع آن بكوشد. مدير بايد به طور دقيق بداند كدام يك از كاركنان كارشان را درست و كدام يك ضعيف انجام مي دهند تا به تشويق افراد فعال و اصلاح افراد كم كار بپردازد. نظارت و كنترل ارتباط نزديكي با تصميم گيري و برنامه ريزي دارد؛ زيرا در صورت عدم كنترل، اهداف و برنامه ها اجرا نمي گردد يا آن كه درست اجرا نمي شود.

به همين جهت حضرت علي L مي فرمايد:

وَابعَثِ العُيونَ مِن اَهلِ الصدِّقِ وَ الوَفاء عَلَيهِم[۲]

« و براي آن ها ناظراني بگمار كه نسبت به تو وفادار و راستگو باشند.»

اين كه از ناظران به عنوان « عيون» (چشم ها) ياد شده، به اين دليل است كه چشم اشتباه يا خيانت نمي كند و آن چه را مي بيند به طور دقيق منعكس مي كند. بعلاوه، كار چشم تجزيه و تحليل نيست، بلكه انتقال مواردِ ديده شده است. كار تجزيه و تحليل به عهدۀ مغز است و در سازمان نيز كار تحليل به عهدۀ مدير مي باشد.»[۳]

اين تصور كه همه كارمندان سازمان وظايف خود را به درستی انجام داده و مسؤوليت خود را همچون امانتي عزیز می دارند آرماني دست نیافتنی است. حقيقت آن است كه شايستگي ها و وجدان كاري افراد متفاوت است و كم نيستند كارگزاراني كه اگر پیگیری هاي لازم صورت نپذيرد ممكن است در اثر وسوسه هاي دروني و بيروني خيانت در امانت كنند و از انجام وظايف خودداري نمايند و چه بسا بيت المال مسلمين را به تاراج برده و يا با ارباب رجوع برخوردهاي ناشايستي را انجام دهند.

همواره قدرت و ثروت آفت ايمان بوده است و اين دو در اختيار كارگزاران نظام قرار دارد. بنابراين زمينه براي انحراف، فراوان است. اما كنترل هاي لازم سبب مي شود تا بسياري از اين زمينه ها در نطفه از بين برود. هنر مديريت در آن است كه همه چيز را به وجدان انسان ها واگذار ننمايد و سيستم را چنان طراحي كند كه گريزگاه خلاف و سوء استفاده در آن وجود نداشته باشد. كنترل هاي مداوم هر گونه انحرافي را به سرعت آشكار مي سازد و هر كس در هر جايگاهي می داند كه اعمال ناشايست او از چشمان تيزبين مسؤولان سازمان در امان نخواهد ماند.

ثُمَّ تَفَقَّد أعمَالَهُم، وَ ابعَثِ العيوُنَ مِن أَهلِ الصِّدق وَ الوَفَاءِ عَلَيهِم، فَإنَّ تَعَاهُدَك فِي السّرّ ِ لِأُمُورِهِم حَدوَةُ لَهَُم عَلَي استِعمَالِ الأَمَانَةِ وَ الرّفقِ بَالرَّعِيةِ. [۴]

« پس در كارهاي كارگزارانت وارسي كن، و ارباب راستي و وفا را بر آنان مراقب ساز، كه بازرس نهاني در كارشان، آنان را به امانتداري و نرمي با مردان وادار مي سازد.»

هم چنين نظارت سبب مي شود تا كارمندان بدانند كه زحمات آن ها در سازمان ديده مي شود ومورد تقدير و تشويق قرار خواهند گرفت. حضرت امير L در عهد نامۀ خود به مالك اشتر دربارۀ نظاميان چنين فرمان داده است.

ثُمَّ لاَ تَدَع أَن يكونُ لَك عَلَيهم عُيونٌ مِن أَهلِ الأَمَانَةِ وَ القَولِ بِالحَقّ ِ عِندَ النَّاسِ، فَيثبِتُونَ بَلاَءَ كلّ ِ ذي بَلاءٍ مِنهُم لِيثقَ أُولئِك بِعِلمِك بِبَلاَئِهِم، ثُمَّ اعرِف لِكلِّ امرِي مِنهُم مَا أبلَي. [۵]

« پس فراموش نكن كه بايد بر آنان مأموران مخفي از مردمان امين و حق گوي را كه در ميان مردم بدين صفات شناخته شده باشند، بگماري تا زحمات و فداكاري هاي آنان را براي تو بنويسند و آنان مطمئن باشند كه تو زحمات و فداكاري هاي آنان را مي داني و بايد مناسب باميزان زحمات و فداكاري هاي شان با آنان برخورد نمايي.»

 

انواع نظارت

نظارت مستقيم

نظارت مستقيم آن است كه مدير بدون هيچ گونه واسطه اي بر كار دستگاه ها و فعاليت ها ناظر باشد. و آن ها را از نزديك مورد تفقد و بررسي قرار دهد. اين نوع نظارت در زندگي علي L فراوان ديده مي شود.

«امام باقرLمي فرمايد، اميرالمومنينLدر آن ايام كه در كوفه بود چنين عادت داشت كه هر روز صبح از دار الاماره خود بيرون مي آمد و در يكايك بازارهاي كوفه مي گشت و تازيانه اي دو شاخه به نام «السيبه» به همراه داشت، در هر بازاري مي ايستاد و در ميـان اهـل آن صدا مـي زد « ای تاجـران ! پيـش از داد و ستـد از خـداوند خـير و نيكي طلبيد و با آسان‏گيري در معامله از خداوند بركت جوييد و به خريداران نزديك شويد ( گران نفروشيد که از شما بگريزند) و خود را به زينت حلم وبردباري آرايش دهيد و از سوگند خوردن خودداري كنيد و از دروغ بپرهيزيد و از ستم كناره گيريد، و با مظلومان به انصاف رفتار نماييد و به رباخواري نزديك نشويد و پيمانه را كامل بدهيد (كم فروشي نكنيد)

حضور شخص عليLدر جنگ هاي جمل، صفين و نهروان نيز نشان از نظارت مستقيم حضرت بر روند مبارزه با دشمنان دارد.

امام برخلاف مديراني كه در پشت ميز خود نشسته و بي خبر از همه جا، تنها دستور مي دهند، در صحنه هاي مهمّ حاضر مي شدند و بر حسن انجام كار نظارت داشتند.

آن حضرت با حضور در جامعه شخصاًَ مسائل را پيگيري مي كردند و به كارگزاران خود نيز توصيه مي كردند كه با حضور درميان مردم مسائل را مستقيماً پيگيري كنند.

« پس از اين همه، مبادا خويش را از رعيتت فراوان پنهان كني كه پنهان شدن واليان از رعيت، نمونه اي است از تنگخويي ( و نامهرباني) و كم اطّلاعي در كارها. نهان شدن از رعيت، واليان را از دانستن آن چه بر آنان پوشيده ( و پنهان) است باز مي دارد. پس كار بزرگ نزد آنان خرد و كوچك به شمار مي آيد و كار كوچك بزرگ مي نمايد. زيبا، زشت شود و زشت، زيبا گردد و باطل به لباس حق درآيد.»[۶]

البته طبيعي است كه اگر قرار باشد مدير درجزئي ترين امور شخصاً به رسيدگي بپردازد از كارهاي مهمّ تر بازخواهد ماند.

«قالَ عَلي L: مَنِ اشتَغَلَ بِغَير المهمّ ضَيعَ الاَهَمَّ»[۷]

علي L فرمود: « كسي كه خود را به كارهاي غير مهمّ مشغول سازد، كارهاي مهمّ تر را ضايع كرده است».

مدير بايد در نظارت، همانند ديگر مسائل مديريت، از اصل « رعايت اهم و مهمّ» پيروي كند. وي نبايد ذهن خود را جايگاه يك سلسله مسائل جرئي گرداند.

قال عَلي L اِنَّ رَأيك لا يتَّسِعُ لِكلِّ شَيءٍ فَفَرّغهُ لِلمُهِمِّ.[۸]

حضرت علي L فرمود: « انديشۀ تو براي همۀ كارها گنجايش ندارد پس آن را براي مطالب مهمّ فارغ نگه دار.»

اما با اين وجود، پرداختن به امور با اهميت سبب نمي شود تا مدير نظارت مستقيم خود را اعمال نكند يا اين كه به سركشي نپردازد چرا كه رها كردن امور سبب مي شود تاعمال و كارگزاران به هر گونه كه مي خواهند عمل كنند و هيچ كس هم جلوگير آنان نباشد. لذا يكي از انتقادهاي اساسي امام به عثمان عدم نظارت وي بر عمال و كارگزارانش بود كه همين امر هم سرانجام موجب نارضايتي عمومي و كشته شدن عثمان گرديد.

نظارت غير مستقيم

نظارت غير مستقيم آن است كه مدير از طريق عوامل ودستگاه هاي مختلف كه به منزله چشم هاي او مي باشند، كار نظارت بر سازمان را انجام مي دهد، براي این منظور روش های مختلفي وجود دارد:

ـ نظارت دروني

در اين روش مدير از طريق نمايندگان خويش گزارش هاي مختلف را بررسي كرده و رهنمودهاي خود را براي اصلاح سيستم ابراز مي دارد. در اين صورت مدير همواره در جريان روند امور قرار گرفته واطّلاعات لازم را نسبت به گردش فعاليت ها از طريق وسائطي كه دارد به دست مي آورد و سپس با روش هايي كه پي مي گيرد به اصلاح امور و رفع نواقص اقدام مي كند.

نظارت دروني بدان معنا است كه افراد بدون وجود عامل خارجي، خود مراقب اعمال

خويش باشند اين نوع نظارت معمولاً نسبت به كارمندان و عوامل انساني صورت مي گيرد وبدين ترتيب تلاش مي شود با تقويت وجدان كاري آن ها و ايجاد ايمان و اعتقاد به اهداف سازمان هر يك خود به نظارت از خويشتن بپردازد.

بدين ترتيب هزينه هاي نظارت و كنترل بسيار پايين آمده و كيفيت آن نيز افزايش مي يابد چرا كه انسان ها معمولاً نسبت به كنترل هاي بيروني حسّاسند و آن را در تقابل با آزادي شخصي ومنافع خويش مي يابند. اما در صورتي كه اين كنترل توسط خود آن ها صورت پذيرد باميل و رغبت از آن استقبال مي كنند و آن را سبب رشد و كمال خويش مي يابند.

هم چنانكه در تشويق گفتيم همواره پاداش هاي دروني كارايي بيشتري نسبت به پاداش هاي بيروني دارند. اكنون در كنترل نيز، نظارت دروني مؤثرتر است. چرا كه همواره همراه آدمي است و او را آزار نمي دهد.

نظارت دروني معمولاًٌ از طريق فعاليت فرهنگي صورت مي پذيرد بدين ترتيب كه تلاش مي شود اهداف سازمان و كارايي آن را با ارزش هاي فردي و آرمان هاي او همسو نشان داد بدين ترتيب فرد رشد سازمان را رشد شخصيت خويش مي داند و تلاش مي كند موانع آن را برطرف سازد.

پيشتر در بخش انگيزه هاي معنوي به برخي از روش هاي ايجاد انگيزه دروني در افراد اشاره كرديم. ايجاد چنين انگيزه هايي به روند نظارت دروني كمك مي رساند.

ـ نظارت پنهان

نظارت پنهان آن است كه عمل كرد كارگزاران به واسطۀ افرادي ناشناس تحت نظرقرار گرفته و به مدير گزارش شود. اين نوع كنترل داراي اهميت بسيار زياد است.

اميرالمؤمنين L از اين نوع نظارت جهت كنترل عمل كرد فرماندارانشان استفاده نموده اند، به گونه اي كه در چند مورد از نهج البلاغه به اين مساله عنايت شده است. آن حضرت در نامۀ خود به مالك اشتر به انجام نظارت پنهان و گماردن ناظراني به اين منظور دستور داده و چنين مي فرمايند:

ثُمَّ تَفَقَّد اَعمالَهُم وَ ابعَثِ العُيون َ مِن أهلِ الصِدّقِ وَ الوَفاءِ عَليهِمِ فَاِنَّ تَعاهُدَك فِي السّرِ لِأمُورِهِم حَدوَةٌ لَهُم عَلَي استِعمَالِ الأَمَانَةِ وَ الّرِفقِ بَالرَّعِية.[۹]

«سپس با فرستادن مأموران مخفي، راستگو و با وفا، كارهاي آنان را زير نظر بگير؛ زيرا بازرسي مداوم و پنهاني سبب مي شود كه آن ها به امانت داري و مدارا كردن به زيردستان ترغيب شوند.»

در اين روايت ضمن دستور به انجام نظارت پنهاني، حضرت، فوايد اين امر مهمّ را بر شمرده، مي فرمايند اين عمل موجب رعايت امانت و مداراي با زيردستان مي شود. آري اگر عمل كرد مسؤولين كنترل نشود، امكان خيانت و ظلم به زيردستان وجود دارد.

ثُمَّ لاَ تَدَع أَن يكونُ لَك عَلَيهم عُيون ٌ مِن أَهلِ الأمَانَةَ وَ القَولِ بِالحَقّ ِ عِندَ النَّاس، فَيثبِتُونَ بَلاَءَ كلّ ِ ذِي بَلاءٍ مِنهُم لِيثقَ أُولئِك بِعِلمِك ببَلائهِمِ ، ثُمَّ اعرِف لِكلّ ِ امرِي مِنهُم مَا أَبلَي. [۱۰]

«پس فراموش نكن كه بايد بر آنان مأموران مخفي از مردمان امين و حقگوي را كه در ميان مردم بدين صفات شناخته شده باشند، بگماري تا زحمات و فداكاري هاي آنان را براي تو بنويسند و آنان مطمئن باشند كه تو زحمات و فداكاري هاي آنان را مي داني و بايد مناسب با ميزان زحمات و فداكاري هاي شان با آنان برخورد نمايي.»

اميرمؤمنان خود در دوران حكومتش مراقبت ونظارتي دقيق بر كارگزاران خويش داشت و نامه هاي آن حضرت به آنان گوياي اين واقعيت است كه آن حضرت بر كارگزاران خود «عيون» مي گماشته است تا كليه رفتار و عمل كردهاي آنان را براي وي گزارش كنند. عبارت «بَلَغَني» (به من رسيده است) كه درتعدادي از نامه هاي آن حضرت به كارگزارانش آمده است، حاكي از اين مراقبت و نظارت جدي است.

اين مراقبت به گونه اي بود كه حتي شركت آنان در يك مهماني از نظر آن حضرت مخفي نماند، چنان كه وقتي « عثمان بن حُنَيف» فرماندار بصره، در مجلس مهماني ( جشن عروسي) يكي از ثروتمندان بصره شركت كرد، گزارش آن بلافاصله به امام رسيد و بدو نوشت:

أَمّا بَعدُ،يا بنَ حُنَيفٍ: فَقَد بَلَغني أَن رَجُلاً مِن فِتية البَصرَة دَعَاك إلَي مَأدُبَةٍ فَأسرَعتَ إلَيها تُستَطَاب لَك الأَلوَانُ وَ تُنقَلُ إِلَيك الجِفَانُ. وَ مَا ظَنَنتُ أَنَّك تُجيبُ إِلَي طَعَامِ قَومِ عَائِلُهُم مَجفُوُّ وَ غَنِيهم مَدعُوُّ. [۱۱]

« اما بعد، اي پسر حنيف! به من گزارش رسيده است كه يكي از جوانان اهل بصره تو را به خوان مهماني دعوت كرده است و تو به سرعت به سوي آن شتافته اي، و در آن جا برايت طعام هاي رنگارنگ و ظر ف هاي بزرگ غذا يكي پس از ديگري آورده مي شده است! من گمان نمي كردم تو مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند.»

و نيز در نامۀ خود به يكي از كارگزارانش مي فرمايد:

أَمّا بَعدُ ، فَقَد بَلَغَنِي عَنك أَمرٌ، إِِن كنتَ فَعَلتَهُ فَقَد أَسخَطتَ رَبَّك وَ عَصَيتَ إمَامَك وَ أَخزَيتَ أَمَانَتَك…[۱۲]

« اما بعد، دربارۀ تو به من جرياني گزارش شده است، كه اگر انجام داده باشي پروردگارت را به خشم آورده اي، امامت را عصيان كرده اي و امانت (مسؤوليت و فرمانداري) خود را به رسوايي كشيده اي.»

هم چنين در نامه اي كه به «مَصقَلَة بن هُبَيرَه شيباني» فرماندار «اردشير خُرّه» يكي از شهرهاي فارس، چنين نوشت: بَلَغني عَنك أمرَ إن كنتَ فَعَلتَهُ فَقَد أَسخَطتَ إِلهَك ، و اغضَبتَ إمَامك…[۱۳]

« به من دربارۀ تو گزارشي رسيده است كه اگر درست باشد و اين كار را انجام داده باشي، پروردگارت را به خشم آورده و امامت راعصيان كرده اي.» همۀ اين موارد نشان از كنترل پنهان حركات كارگزاران، توسط علي L دارد.

در عین حال «نظارت» بر عملكرد كارگزاران در صورتی كه امنیّت روانی وآرامش آنان را در انجام وظایف شان خدشه دار كند، در عمل به جای افزایش كار آمدی موجب از دست رفتن اعتماد به نفس كارگزاران شده و در نتیجه سازمان را از رسیدن به اهداف خویش باز می دارد. از این رو در این مورد می بایستی دقت های لازم را به عمل آورد. از سوی دیگر اصلاح پاره ای حرکت ها و شفافیت امور و قوانین خود سبب می شود تا بسیاری از انحرافات احتمالی پیش گيری شود. بهره گیری از ابزار های نوین اطّلاع رسانی و ارتباطی می تواند مدیر را در نظارت بر مجموعه یاری رساند. وجود فرصت های برابر و اطّلاع رسانی شفاف از امور و عدم تمركز فعّالیّت ها در ساز و كار های دولتی نیز خود عامل موثری برای نظارت در شرایط کنونی می باشد . هم چنین كوچك بودن سازمان و پرهیز از تورم زائد مجموعه اداری و پرهیز از تصدی گری های بی مورد نیز سبب می شود تا امكان كنترل و نظارت بیشتری بر مجموعه فراهم آید.

 

ـ نظارت مردمي

اسلام مسأله نظارت را تنها وظيفۀ دستگاه حاكمه و يا شخص حاكم نمي داند، بلكه به كليۀ مردم به عنوان تكليفي الهي آموزش مي دهد كه نسبت به سرنوشت يكديگر علاقه نشان دهند و اين علاقه و ايمان را در قانون امر به معروف و نهي از منكر به نمايش مي گذارد، چنان كه قرآن مي گويد:

)ألمُؤمِنُونَ وَ المُؤمِناتِ بَعضُهُم أولِياء بَعضٍ يأمُرَُونَّ بِالمَعرُوفِ وَ ينهونَ عَنِ المنُكرَ([۱۴]

«مردان و زنان با ايمان بعضي ناظر و سرپرست بر بعض ديگر هستند به اين معنا كه همديگر را امر به معروف و نهي از منكر مي كنند.»

در جامعۀ اسلامي هر فرد مسلماني موظف است كه به اصلاح امور ديگران قيام كند و با تبليغ وتشويق خوبي ها را گسترش و از بدي ها جلوگيري بعمل آورد.

يجب للمؤمن علي المؤمن ان يناصحه[۱۵]

امام صادق L فرمود: «از حقوق واجب مؤمن بر مؤمن اين است كه يك ديگر را نصيحت كنند.»

اصل زنده ومترقي امر به معروف و نهي از منكر اين امكان را براي مديران اسلامي فراهم كرده است كه تمامي مردم، ناظران سازمان در انجام درست امور باشند. چرا كه براساس اين اصل همه مسلمانان نسبت به امور يك ديگر و به ویژه اموري كه مربوط به حاكميت و نظام اسلام مي شود مسؤولند و هر كجا كه خلافي رامشاهده كردند واجب است تذكر داده و امر به معروف و نهي از منكر كنند. براساس اين اصل اجزاء سازمان در برابر تمامي مردم مسؤولند و همه مردم نيزناظر بر اعمال كارگزاران نظامند.

از اين رو امام علي L نوعاً هر حاكمي را كه به حوزه مأموريتش اعزام مي كرد ضمن معرفي نامه اي كه به او مي داد تا ميان مردم قرائت كند، نامه اي نيز خطاب به مردم مي نوشت و در آن ياد آوري مي كرد كه حاكم موظف است بر طبق احكام الهي عمل كند و در صورت خلاف، مردم موظفند جلوگيري كرده و مراتب را گزارش دهند. حضرت عليL خطاب به گرد آوران خراج وحكامي كه لشگريان از حوزه مأموريت آنان مي گذشتند نوشت:

« اما بعد من سپاهياني را فرستادم كه به خواست خدا بر شما خواهند گذشت، و آن چه را خدا بر آنان واجب كرده به ايشان سفارش كردم….پس كسي را كه دست به ستم بگشايد كيفر دهيد و دست بي خردان خود را از زيان رساندن به لشگريان و زحمت رساندن به ايشان در آن چه استثنا كرديم، باز داريد، من در ميان سپاه جاي دارم ـ شكايت هايي را كه داريد به من برسانيد و از آن چه از آنان به شما مي رسد و جز به وسيله ی خدا و من توانايي برطرف كردن آن را نداريد، با من در ميان بگذاريد تا من به ياري خدا تغيير دهم انشاء الله»[۱۶]

پس از رویداد جمل، آن حضرت، عبدالله بن عباس را حاكم بصره كرد، پس از ارائه رهنمودهاي لازم به وي، خطاب به مردم فرمود:

«فرمان او را تا هنگامي كه از فرمان خدا و رسول اطاعت مي كند، اطاعت كنيد و اگر ميان شما بدعتي پديدآورد يا از حق‏منحرف شده او را از فرماندهي برشما عزل خواهم‏كرد.»

روزي حضرت اميرالمومنين عليLدر كوفه، مركز حكومت خود، مردم را مخاطب قرار داد و فرمود:

«اي مردم كوفه! اگر ديديد كه من از شهر شما بيرون رفتم به غير از آن وضعي كه قبلاً داشتم و لباس و خوراك من يا مركب و غلام من عوض شده و در مدت حكومت من يك زندگي مرفه، براي خود درست كرده‏ام بدانيد كه من در حكومت، به شما خيانت كرده‏ام»[۱۷]

در اين فرمايش امام هم ملاك هاي مردم براي نظارت براعمال كارگزاران را بیان می کنند و هم مردم را برای نظارت عمومي بر عملكرد آنان تشویق می کنند.

در نامه اي دیگر به مردم كوفه هنگام جنگ در بصره و سركوبي توطئه گران جمل چنین می نگارند : «اما بعد، اينك پايگاه خويش را ترك كرده ام و به سوي دشمن روانه شده ام. ستمگر يا ستم ديده، متجاوز يا مورد تجاوز، و به تمامي كساني كه اين نامه را مي خوانند مسؤوليت الهيشان را يادآور مي شوم كه به سوي من روي آرند، اگر نيكوكارم ديدند، ياريم كنند و اگر بدكار، به باد انتقادم گيرند.»[۱۸]

امام به جامعه هشدار مي دهند در صورتي كه نظارت مردمي بر عملكرد كارگزاران را از طريق امر به معروف و نهي از منكر ترك كنند موجب تسلط اشرار و كارگزاران فاسد خواهد شد.

امروز نظارت مردمي عمدتا از طريق رسانه ها، احزاب، فرهيختگان جامعه و مراكز علمي و پژوهشي اعمال مي گردد. وجود آزادي بيان و فضاي باز سياسي و احزاب نيرومند و امكان رقابت آزاد احزاب و گروه ها بهترين فرصت براي نقد عملكرد مسؤولان و نظارت بر امور را در اختيار جامعه قرار مي دهد. از اين رو انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر در شرايط فعلي تا حدود زيادي بستگي به وجود معيارهاي مردم سالاري در ميان جامعه دارد و حكومت ديني موظف است تا تلاش خود را در اين راستا به عمل آورد.

 

[۱] . مشبکی ، اصغر و محمد حسن روحانی ، مدیریّت رفتار سازمانی، اقبال ، تهران ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۵

[۲] . نهج البلاغه نامۀ ۵۳

[۳]. علي آبادي، مديران جامعه اسلامي، ص ۱۲۵

[۴] . نهج البلاغه ، نامۀ ۵۳

[۵] . همان

[۶] . همان

[۷] . آمدي، غرر الحکم و دررالكلم، ۸۶۰۷

[۸] . علامه اميني، الغدير، ج ۳،ص۳؛ ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص۳۱۴

[۹] . نهج البلاغه ، نامه ۵۳

[۱۰] . همان

[۱۱] . همان ، نامۀ ۴۵

[۱۲] . همان ، نامۀ ۴۰

[۱۳] . همان، نامه ۴۳

[۱۴] . توبه (۹) ، آیه ۷۱

[۱۵] . كليني، محمد بن یعقوب ، كافي، صححه و علق علیه علی اکبر الغفاری ، دارالکتب الاسلامیه ، طهران ، الطبعه الرابعه ، ۱۳۶۵ هـ . ق ، ج۲، ص ۲۰۸

[۱۶] . نهج البلاغه ، نامه۶۰

[۱۷] . مجلسي، بحارالانوار، ج ۴۱ ص ۱۳۷

[۱۸] . معاديخواه، عبدالمجيد، فرهنگ آفتاب، نشر ذره ، تهران ، ۱۳۷۲ ، ج۱ ، ص۳۸۸

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Uncategorized @fa
نظریه عقلانیت نرم گزاره‏های دینی

 اين مقاله جهت دومين كنفرانس بين المللي فلسفه دين معاصر با همكاري پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ارسال و پذیرفته شد. نویسنده: محسن عباس نژاد چکیده  برخی از مکاتب فکری با دلایلی متفاوت امکان ارزیابی عقلانی گزاره‏های دینی را نفی کرده اند. برخی از آن رو که دین را …

Uncategorized @fa
كارنامه دانش در عصر طلايي تمدن اسلامي

محسن عباس نژاد[۱]   چكيده: يكي از مقاطع تأثيرگذار در تاريخ علم، دوران تمدن اسلامي است. در شرايطي كه در غرب، هزاره قرون وسطي آغاز شده و چراغ علم و دانش به خاموشي گراييده بود، سرزمين هاي اسلامي دوران طلايي رشد و شكوفايي خود را سپري مي كرد. بي ترديد …

Uncategorized @fa
فلسفه گريزي درمكتب تفكيك

نويسنده : محسن عباس نژاد مدير گروه پژوهشي قرآن و معرفت شناسي چكيده ميرزا مهدي اصفهاني (م۱۳۰۳هـ) در حوزه مشهد موسس مكتبي گرديد كه بعدها به مكتب تفكيك مربوط شد. محمدرضا حكيمي اولين بار واژه تفكيك را براي اين نحله فكري پيشنهاد كرد. به اعتقاد ايشان مكتب تفكيك آن جهان …